بوسه ای که نیافتاد .

ما سه نفر بودیم ، در آسانسور .
ما دو نفر شدیم ، در آسانسور .
ما بوسه ای تمنا کردیم، 2 بار .
اما هیچ نیافتاد بر زمین ، این سیب سرخ .
جاذبه زمین پر قدرت بود و ما دستمان خالی از هر انگشتری ... جادویمان با ما نبود . شدیم سه نفر در آسانسور .
ما بد جوری سه نفر شدیم .
مژده ای آمد و نوازش ها شروع شد .
ما آنگونه دو نفر بودیم .

گر چه حافظ در رنجش زد و پیمان بشکست

لطف او بین که به لطف از در ما بازآمد

/ 0 نظر / 31 بازدید